| فلسفه سیاسی امام علی علیهالسلام / آیا هدف، وسیله را توجیه میکند؟ | |
|
اين، يکي از مهمترين سؤالهايي است که در فلسفه سياسي مطرح است. آيا براي رسيدن به مطلوب و مقصود خود، ميتوانيم هر گونه ابزار و وسيلهاي را به کار ببريم؟ به بيان ديگر: اگر هدفمان خوب باشد، آيا ميتوان براي رسيدن به آن از وسايل بد و پليد هم استفاده کرد؟ در مقاله حاضر در صدد آنيم که نظر و سيره آن بزرگوار را در اين موضوع بررسي کنيم. در تاريخ موارد فراواني ذکر شده است که در آن اميرالمؤمنين عليهالسلام به خاطر مراعات اصول اخلاقي و انساني و شرعي، دچار محرومیّت و مشکلات اجتماعي و.... شده است و هرگز به هيچ زشتي و بدي و شيطنتي آلوده نشده است. همه آنچه گذشت، در حالي است که اميرالمؤمنين عليهالسلام روشهاي شيطاني را بهتر از هر انساني ميدانست و به همه چيز آگاهي داشت و به تعبير خودش: ... ادامه گفتار | |
| | فهرست مطالب | بالاي صفحه | صفحه قبل | |
| اجباری در دین نیست | |
|
* آیاتی از قرآن درباره اجباری نبودن دین: (با ترجمه آقای محمد مهدی فولادوند. بخش هایی که داخل [ کروشه ] آمده برای توضیح بیشتر توسط مترجم اضافه شده است. شماره ابتدای هر پاراگراف، شماره سوره مرتبط میباشد و آیاتی با شماره(سوره)های ۶ ـ ۱۵ و همچنین ۶ـ۴ـ۱۱ـ۷ـ ۱۷ـ و ۱۸ پس از ارسال اضافه شدهاند). ۲ـ ما تو را بحق فرستاديم تا بشارتگر و بيمدهنده باشى و [لى] درباره دوزخيان از تو پرسشى نخواهد شد (سوره بقره آیه 119). بگو آيا درباره خدا با ما بحث و گفتگو مىكنيد با آنكه او پروردگار ما و پروردگار شماست و كردارهاى ما از آن ما و كردارهاى شما از آن شماست و ما براى او اخلاص مىورزيم (سوره بقره آیه 139). در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست (سوره بقره آیه 256). ۳ـ پس اگر با تو به محاجه برخاستند بگو من خود را تسليم خدا نمودهام و هر كه مرا پيروى كرده [نيز خود را تسليم خدا نموده است] و به كسانى كه اهل كتابند و به مشركان بگو آيا اسلام آوردهايد پس اگر اسلام آوردند قطعا هدايت يافتهاند و اگر روى برتافتند فقط رساندن پيام بر عهده توست و خداوند به [امور] بندگان بيناست (سوره آل عمران آیه 20). ۴ـ پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حكيم است (سوره نساء آيه 165). ۶ـ و اگر اعراض كردن آنان [از قرآن] بر تو گران است اگر مىتوانى نقبى در زمين يا نردبانى در آسمان بجويى تا معجزهاى [ديگر] برايشان بياورى [پس چنين كن] و اگر خدا مىخواست قطعا آنان را بر هدايت گرد مىآورد پس زنهار از نادانان مباش (سوره انعام آیه 35). و ما پيامبران [خود] را جز بشارتگر و هشداردهنده نمىفرستيم پس كسانى كه ايمان آورند و نيكوكارى كنند بيمى بر آنان نيست و اندوهگين نخواهند شد (سوره انعام 6 آيه 48). و چون ببينى كسانى [به قصد تخطئه] در آيات ما فرو مىروند از ايشان روى برتاب تا در سخنى غير از آن درآيند و اگر شيطان تو را [در اين باره] به فراموشى انداخت پس از توجه [ديگر] با قوم ستمكار منشين. و چيزى از حساب آنان [=ستمكاران] بر عهده كسانى كه پروا[ى خدا] دارند نيست ليكن تذكر دادن [لازم] است باشد كه [از استهزا] پرهيز كنند (سوره انعام آیات 69-68). ۷ـ بگو جز آنچه خدا بخواهد براى خودم اختيار سود و زيانى ندارم و اگر غيب مىدانستم قطعا خير بيشترى مىاندوختم و هرگز به من آسيبى نمىرسيد من جز بيمدهنده و بشارتگر براى گروهى كه ايمان مىآورند نيستم (سوره اعراف7 آيه 188). ۹ـ قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد به [هدايت] شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است. پس اگر روى برتافتند بگو خدا مرا بس است هيچ معبودى جز او نيست بر او توكل كردم و او پروردگار عرش بزرگ است (سوره توبه آیات 129-128). ۱۱ـ يا [در باره قرآن] مىگويند آن را بربافته است بگو اگر آن را به دروغ سر هم كردهام گناه من بر عهده خود من است و[لى] من از جرمى كه به من نسبت مىدهيد بركنارم (سوره هود آیه 35). ۱۶ـ و كسانى كه شرك ورزيدند گفتند اگر خدا مىخواست نه ما و نه پدرانمان هيچ چيزى را غير از او نمىپرستيديم و بدون [حكم] او چيزى را حرام نمىشمرديم پيش از آنان [نيز] چنين رفتار كردند و[لى] آيا جز ابلاغ آشكار بر پيامبران [وظيفهاى] است. و در حقيقت در ميان هر امتى فرستادهاى برانگيختيم [تا بگويد] خدا را بپرستيد و از طاغوت [=فريبگر] بپرهيزيد پس از ايشان كسى است كه خدا [او را] هدايت كرده و از ايشان كسى است كه گمراهى بر او سزاوار است بنابراين در زمين بگرديد و ببينيد فرجام تكذيبكنندگان چگونه بوده است. اگر [چه] بر هدايت آنان حرص ورزى ولى خدا كسى را كه فرو گذاشته است هدايت نمىكند و براى ايشان يارىكنندگانى نيست (سوره نحل آیات 37-36-35). ۱۷ـ هر كس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده و هر كس بيراهه رفته تنها به زيان خود بيراهه رفته است و هيچ بردارندهاى بار گناه ديگرى را بر نمىدارد و ما تا پيامبرى برنينگيزيم به عذاب نمىپردازيم (سوره اسرا آیه 15). و آن [قرآن] را به حق فرود آورديم و به حق فرود آمد و تو را جز بشارتدهنده و بيمرسان نفرستاديم (سوره اسراء آيه 105). ۱۸ـ و پيامبران [خود] را جز بشارتدهنده و بيمرسان گسيل نمىداريم و كسانى كه كافر شدهاند به باطل مجادله مىكنند تا به وسيله آن حق را پايمال گردانند و نشانههاى من و آنچه را [بدان] بيم داده شدهاند به ريشخند گرفتند (سوره كهف آيه 56). ۲۴ـ بگو خدا و پيامبر را اطاعت كنيد پس اگر پشت نموديد [بدانيد كه] بر عهده اوست آنچه تكليف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستيد و اگر اطاعتش كنيد راه خواهيد يافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشكار [ماموريتى] نيست (سوره نور آیه 54). ۲۵ـ و تو را جز بشارتگر و بيمدهنده نفرستاديم. بگو بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم جز اينكه هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش [در پيش] گيرد. و بر آن زنده كه نمىميرد توكل كن و به ستايش او تسبيح گوى و همين بس كه او به گناهان بندگانش آگاه است (سوره فرقان آیات 58-57-56). ۲۷ـ و اينكه قرآن را بخوانم پس هر كه راه يابد تنها به سود خود راه يافته است و هر كه گمراه شود بگو من فقط از هشدار دهندگانم (سوره نمل آیه 92). ۲۸ـ و چون لغوى بشنوند از آن روى برمىتابند و مىگويند كردارهاى ما از آن ما و كردارهاى شما از آن شماستسلام بر شما جوياى [مصاحبت] نادانان نيستيم. در حقيقت تو هر كه را دوست دارى نمىتوانى راهنمايى كنى ليكن خداست كه هر كه را بخواهد راهنمايى مىكند و او به راهيافتگان داناتر است (سوره قصص آیات 56-55). ۲۹ـ و اگر تكذيب كنيد قطعا امتهاى پيش از شما [هم] تكذيب كردند و بر پيامبر [خدا] جز ابلاغ آشكار [وظيفهاى] نيست (سوره عنکبوت آیه 18). ۳۴ـ بگو كيست كه شما را از آسمانها و زمين روزى مىدهد بگو خدا و در حقيقت يا ما يا شما بر هدايت يا گمراهى آشكاريم. بگو [شما] از آنچه ما مرتكب شدهايم بازخواست نخواهيد شد و [ما نيز] از آنچه شما انجام مىدهيد بازخواست نخواهيم شد. بگو پروردگارمان ما و شما را جمع خواهد كرد سپس ميان ما به حق داورى مى كند و اوست داور دانا (سوره سبا 26-25-24). ۳۹ـ ما اين كتاب را براى [رهبرى] مردم به حق بر تو فرو فرستاديم پس هر كس هدايت شود به سود خود اوست و هر كس بيراهه رود تنها به زيان خودش گمراه مىشود و تو بر آنها وكيل نيستى (سوره زمر آیه 41). خدا آفريدگار هر چيزى است و اوست كه بر هر چيز نگهبان است (سوره زمر آیه 62). ۵۳ـ كه هيچ بردارندهاى بار گناه ديگرى را بر نمىدارد. و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست (سوره نجم آیات 38-39). ۶۸ـ پروردگارت خود بهتر مىداند چه كسى از راه او منحرف شده و [هم] او به راه يافتگان داناتر است (سوره قلم آیه 7). پس مرا با كسى كه اين گفتار را تكذيب مىكند واگذار به تدريج آنان را به گونهاى كه در نيابند [گريبان] خواهيم گرفت. و مهلتشان مىدهم زيرا تدبير من [سخت] استوار است(سوره قلم آیات 45-44). ۱۰۹ـ بگو اى كافران. آنچه مىپرستيد نمىپرستم. و آنچه مىپرستم شما نمىپرستيد. و نه آنچه پرستيديد من مىپرستم. و نه آنچه مىپرستم شما مىپرستيد. دين شما براى خودتان و دين من براى خودم (سوره كافرون آیات 1 تا پایان سوره). و به گفته جناب حافظ عیب رندان مکن ای زاهد پاکبزه سرشت ـ که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت. من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را کوش ـ هر کسی آن درود عاقبت کار که کِشت. (متن اصلی آیات از این قسمت برداشته شد). نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386 | |
| | فهرست مطالب | بالاي صفحه | صفحه قبل | |
| آیات و روايات و ازدواج موقت | |
|
ـ آیه ۲۴ سوره نساء:
«... و زنانی را که متعه کرده اید، مهرشان را به عنوان فریضه ای به آنان بدهید. و بر شما گناهی نیست که پس از (تعیین مبلغ) مقرر، با یکدیگر توافق کنید (که مدت عقد یا مهر را کم یا زیاد کنید). مسلما خداوند دانای حکیم است».(نساء ۲۴ ـ ترجمه آقای محمد مهدی فولادوند).
ـ روایاتی درباره ازدواج موقت: امام صادق (عليه السلام) فرمود: « درباره متعه، هم قرآن دلالت بر آن دارد و هم سنت رسول الله (صلیالله عليه وآله)».( تفسير صافى ، ج 1 ، ص 439 به نقل از كافى). امام باقر (عليه السلام) فرمود: « همواره على (عليه السلام) میفرمود: لولا ما سبقنى به بن الخطاب ما زنى الا شفى (شقى) (همان منبع) اگر عمر متعه را تحريم نمى كرد هيچ فردى دچار زنا نمىشد مگر افراد كمى (افرد شقى و بدبخت )». ابو حنيفه از امام صادق (عليه السلام) سؤال كرد: آيا متعه نساء صحيح است ؟ فقال: سبحان الله اما تقرأ كتاب الله « فما استمعتم به منهن فآتوهن اجورهن فريضة » فقال ابو حنيفة والله لكأنها آية لم أقرأها قط.(همان منبع، ص 440) امام صادق به او فرمود: « آيا اين آيه « فما استمتعتم…» را نخوانده اى ؟ ابو حنيفه گفت: والله مثل اينكه هنوز من اين آيه را نخوانده بودم. عقيده گروهى از صحابه راجع به شأن نزول آيه مذكور از بين صحابه پيامبر (صلیالله عليه وآله) افرادى مانند ابن عباس، أبى بن كعب وعبدالله بن مسعود و جابر بن عبدالله انصارى و حبيب بن ابى ثابت و سعيد بن جبير گفته اند: « اين آيه در مورد متعه نازل شده است ».(آيت الله سبحانى، مع الشيعة الامامية، ص 144) احمد بن حنبل در مسندش جلد 4، صفحه 436، ابو جعفر طبرى در تفسيرش جلد 5 صفحه 9 و ابوبكر جصاص حنفى در احكام القرآن جلد 2، صفحه 178 وابوبكر بيهقى در السنن الكبرى جلد 7 صفحه 205 و محمد بن عمر زمخشرى در كشاف جلد 1، صفحه 360 وابوبكر بن سعدون قرطبى در تفسير جامع احكام القرآن جلد 5 صفحه 13 و فخر رازى در مفاتيح الغيب جلد 3 صفحه 267 و ديگران بر نزول آيه مذكور در مورد متعه تأكيد كرده اند. اگر كسى ادعا كند كه آيه مذكور به واسطه سنت، نسخ شده است، اولاً جواب داده میشود كه آيه قرآن قابل نسخ شدن با خبر واحد نيست و ثانياً عمران بن حصين گفته است: خداى متعال دستور متعه را نازل كرده است و آن را نسخ نكرده و پيامبر (صلیالله عليه وآله) ما را به متعه امر میكرد و هيچ موقع از آن نهى نكرد سپس مردى (عمر) با رأى خودش آن را ممنوع اعلام كرد. خليفه دوم نيز كه متعه را ممنوع كرد، ادعا نكرد كه متعه نسخ شده است زيرا به وفور از عمر نقل شده است كه بالاى منبر میگفت: « متعتان كانتا على عهد رسول الله (صلیالله عليه وآله) و أنا أنهى عنهما و أعاقب عليهما: متعة الحج و متعة النساء ».(آيت الله سبحانى، مع الشيعة الامامية، ص 144) دو گونه متعه در زمان رسول خدا رواج داشت كه من آن دو را ممنوع میكنم و هر كس آنها را انجام دهد عقاب مى كنم 1 ـ متعه حج 2 ـ متعه نساء در نقل ديگرى آمده است كه عمر گفت: ايها الناس ثلاث كنّ على عهد رسول الله (صلیالله عليه وآله) و أنا أنهى عنهن و أحرمهن وأعاقب عليهن متعة النساء و متعة الحج وحى على خير العمل.(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران) اى مردم سه چيز در زمان پيامبر(صلیالله عليه وآله) حلال بود ولى من آنها را حرام اعلام میكنم و بر آنها عقاب میكنم 1 ـ متعه نساء 2 ـ متعه حج 3 ـ گفتن حى على خير العمل در اذان. از جمله كسانى كه منكر تحريم متعه هستند: 1 ـ اميرمؤمنان على (عليه السلام): طبرى در تفسيرش نقل كرده كه على (عليه السلام) فرمود: « لولا أن عمر نهى عن المتعة ما زنى الا شقى: اگر عمر متعه را ممنوع نمیكرد هيچ كس جز افراد بدبخت دچار زنا نمىشد ».(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران) 2 ـ عبدالله بن عمر: امام احمد در مسندش روايت كرده كه از ابن عمر درباره متعه سؤال كردند ايشان گفت: در زمان پيامبر(صلیالله عليه وآله) حلال بود ولى بر پيامبر (صلیالله عليه وآله) دروغ بستند.(همان منبع، به نقل از مفاتيح الغيب، ج 10، ص 52 شرح تجريد قوشچى ص 484 طبع ايران) 3 ـ عبدالله بن مسعود: بخارى از او نقل مى كند كه گفت: ما با پيامبر (صلیالله عليه وآله) در غزوه اى بوديم متعه را تجويز كرد و اين آيه را قرائت فرمود: يا ايها الذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما احل الله لكم و لا تعتدوا ان الله لا يحب المعتدين. اى مؤمنان آنچه را كه خدا حلال كرده بر خود حرام نكنيد.(همان منبع، به نقل از صحيح بخارى، ج 7، كتاب نكاح باب 8 حديث 3 ) 4 ـ عمران بن حصين به نقل از صحيح بخارى جلد 6 ص 27. 5 ـ جابر بن عبدالله و مسلمة بن الأكوع به نقل از صحيح بخارى ج 6، ص 129. 6 ـ ابن عباس به نقل از صحيح بخارى ج 6، ص 129. 7 ـ ابى نظره میگويد به جابر گفتم كه عبدالله به زبير از متعه نهى میكرد و ابن عباس به آن امر میكرد جابر گفت: ما زمان رسول خدا (صلیالله عليه وآله)و زمان ابوبكر متعه میكرديم وقتى كه عمر حاكم شد آن را منع كرد. توضيح و تكميل : 1 ـ ظاهراً عمر به اجتهاد خودش متعه را نپسنديده لذا آن را ممنوع كرده و از موقعيت سياسى خود در اين امر استفاده كرده است. 2 ـ اينكه شيعه متعه را جائز میداند بدين معنا نيست كه متعه هيچ قانون و حساب و كتابى نداشته باشد بلكه متعه مانند عقد نكاح دائم احتياج به عقد و ديگر شرائط دارد و بايد قانونمند باشد. منبع: www.al-shia.com ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مردی از اهل شام درباره متعه از فرزند عمر سوال کرد، و او گفت حلال است. شامی گفت پدرت آن را تحریم کرده است و پسر عمر گفت: پدرم تحریم کرده لکن پیامبر آنرا تجویز نموده است و من نمیتوانم سنت پیامبر را رها کنم و پیرو پدرم باشم. (جامع المدارک فی شرح مختصرالنافع، سید احمد خوانساری، ج ۴، ص ۲۸۹، قم، مکتبة اسماعیلیان به نقل از سنن ترمذی کتاب الحج، ـ باب ما جاء فی المتمتع و مسند احمد، ج ۴، ص ۴۳۶). علی بن یقطین گوید که از امام موسی کاظم (ع) در مورد مُتعه پرسیدم، فرمود: «تو با متعه چکار داری؟ خداوند تو را از آن بینیاز ساخته است». (منظور امام متاهل بودن راوی بوده است.)(فروغ کافی.) منبع واسطه: کتاب دورنمای حقوقی ازدواج موقت، نوشته اسماعیل هادی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ ۳۷۱، بخش سابقه حقوقی. نوشته شده در یکشنبه 7 خرداد1385. ی | |
| | فهرست مطالب | بالاي صفحه | صفحه قبل | |